سفارش تبلیغ
صبا ویژن

به نام خالق عشق

سلام دوستان

مدونید چرا عشق با دیوانگی همراه؟

داستانشو میزارم بخونید.(ادامه مطلب)

در زمانهای بسیار قدیم که هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود،فضیلت ها و تباهیها در همه جا شناور شده بودند.آنها از سر بیکاریها خسته و کسل شده بودند.
روزی همه ی فضایل و تباهیها دور هم جمع شده بودند.خسته و کسلتر از همیشه.
ناگهان «ذکاوت»ایستادو گفت :بیایید یک بازی بکنیم،مثلا قایم باشک!
همه از پیشنهاد او شاد و خوشحال شدندو دیوانگی فورا فریاد زدکه من چشم می گذارم.از آنجا که هیچ کس نمیخواست به دنبال دیوانگی بگردد ،همه پذیرفتند . او جلوی درختی رفت و چشمهایش را بست و شروع به شمردن کرد:
یک، دو،سه... همه رفتند تا جایی پنهان شوند.
«
لطافت» خود را به شاخ ماه آویزان کرد.«خیانت» داخل انبوهی از زباله پنهان شد. «اصالت» در میان ابرها پنهان شد.«هوس» به مرکز زمین رفت و «طمع» داخل کیسه ای کهخودش دوخته بود، مخفی شد.«دیوانگی» مشغول شمردن بود:78،77،76 ... وهمه پنهان شده بودند،بجز «عشق» که مردد بود و
نمی توانست تصمیم بگیرد. جای تعجب هم نیست،زی را همه میدانند که
پنهان کردن «عشق» مشکل استو در همین حال دیوانگی به پایان شمارش میرسید:96،67...هنگامی که دیوانگی به صد رسید،«عشق» پریدو در میان یک بوته گل رز پنهان شد.
دیوانگی فریاد زد که دارم می آیم.
اولین کسی را که پیدا کرد،«تنبلی» بود زیرا تنبلی اش آمده بود که جایی پنهان شود.
«
لطافت» را یافت که به شاخ ماه آویزان شده بود.«دروغ» را ته دریاچه و «هوس»را در مرکز زمین،یکی یکی همه را پیدا کرد به جز «عشق».
او او از یافتن عشق نا امید شده بود که «حسادت» در گوشش زمزمه کرد:
تو باید فقط عشق را پیدا کنی و او در میان بوته ی گل رز است.
دیوانگی شاخه ی چنگال مانندی را از درخت کند و و با شدت و هیجان زیادی
آن را در بو ته ی گل رز فرو کرد.
دوباره، دوباره تا با صدای ناله ای متوقف شد.
عشق از پشت بو ته بیرون آمد.
با دستهایش صورت خود را پوشانده بود، از میان انگشتهایش قطرات خون
بیرون میزد .
او نمیتوانست ببیند،کور شده بود .
دیوانگی با اضطراب گفت: وای!من چه کردم!چگونه می توانم تو را یاری کنم؟
و عشق پاسخ داد:
تو نمی توانی مرا درمان کنی، اما اگر می خواهی کاری بکنی راهنمای من شو!



و از آن روز است که عشق کور است و دیوانگی راهنمای او.




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 87/4/3 توسط حمیدرضا ریاحی
درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : علیرضا قدس[196]
نویسندگان وبلاگ :
حمیدرضا ریاحی
حمیدرضا ریاحی (@)[7]



info@kingar.parsiblog.com
bahar 20


قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اخلاق اسلامی

قالب بلاگ اسکای

قالب پرشین بلاگ

download