به نام خالق عشق

در این سکوت شبانگاهان به مهتاب چشم دوخته ام و از ستاره ها دربارهء تو می پرسم, شبی که چشمانم با چشمانت بازی ها داشت, من بی خبر از آن به نگاهت دل بستم

من ترا در ابرها در باد و باران و در لایه لایه های برگهای زرد خاطره یافتم.

سرزمین خاطره های من و توجایی است که آفاق در آن رنگ دیگری دارد .

و حالا دلتنگی هایم را با رنگ سیاه می نویسم و آرزوهایم را با رنگ آبی ,

چون امروز آسمان در قلب من است

آسمان خاطره ای که پروانه های سبز و جوان اندیشه ام در آن بال به پرواز گشوده اند .

هم اکنون وسعت فاصله هایمان را تنها خداوند به نظاره نشسته , همانی که به

خاطر قدرتش و گاهی بدلیل همراهی بیدریغش فاصله ای در حریم

عبودیتش میان من و او نیست.

ای ساحل سبز افق ! من در جایی از رویاهایم که فردایی از جوانی ام نقاشی

شده, به امید تقدس نگاهت بی محابا اشک می ریزم .

رفیق دلم ! می دانی که چشم هنگامی زیباست که مملو از اشک باشد و

اشک زمانی زیباست که به خاطر عشق بریزد

کاش می شد در ابدی بودن آبی کرانه ها آشیانه ساخت و در آغوش گرم

آرامش آرام گرفت .

عزیز چشمانم ! کمکم کن تا لایق دلت باشم . کاش آسمان برای نازنینی که

هیچکس را جایگزین نامش نخواهم کرد , همیشه نیلی باشد.......




نوشته شده در تاریخ شنبه 87/4/8 توسط علیرضا قدس
درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : علیرضا قدس[196]
نویسندگان وبلاگ :
حمیدرضا ریاحی
حمیدرضا ریاحی (@)[7]



info@kingar.parsiblog.com
bahar 20


قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اخلاق اسلامی

قالب بلاگ اسکای

قالب پرشین بلاگ

download