به نام خالق عشق

در کنار ساحل دریا قدم میزدم به یاد تو ، موجها می آمدند به کنارم و میرفتند،

 

 اما تو نبودی!

تو نبودی اما یادت در قلبم بود ، تو نبودی اما به یاد تو در کنار دریا قدم میزدم...

 

لحظه باریدن باران ، تنهای تنها در زیر قطره های باران قدم میزدم اما تو نبودی !

 

تو نبودی ولی باران بود ، باران یاد تو را در دلم زنده کرد !

 

شاید این یک آغاز بود ، آغاز دلتنگی ها ، شروع آرزوهای در کنار تو بودن !

 

لحظه غروب که رسید یاد تو در دلم غوغا به پا کرد و چشمهایم به یاد تو بارانی شد!

 

کاش در کنارم بودی ، آن اشکها را تنها تو میتوانستی از روی گونه هایم پاک کنی!

 

آن دستهای سرد را تنها تو میتوانستی با دستهای گرمت گرم کنی !

 

لحظه های دور از تو بودن میگذرد اما خیلی دیر ....

 

لحظه ها میگذرد و سهم دلم از آن دلتنگیست !

 

از دلتنگی تو چند قطره اشک و یک دل پر از درد دل به جا می ماند !

 

همین که به عشق تو زنده ام برای من یک دنیا با ارزش است!

 

این اشکهایم ، دلتنگی هایم ، غصه هایم فدای آن عشق پاکت !

 

عشق تو آنقدر مقدس است که به خاطر آن جانم نیز فدایش خواهم کرد !

 

هر جا که بدون تو باشم شکی نیست در آن که یک دلتنگم!

 

هر جا که باشیم ، با هم و در کنار هم مطمئن باش که خیلی خوشبختم!

 

ساحل دریا یادگاری بود از دلتنگی هایم ، لحظه باریدن باران خاطره ای بود از

 

عشقم و غروب که رسید یادگاری از چشمهای خیسم به جا ماند !

 

تو باشی همه چیز زیباست، دیگر دلتنگی در دلم نیست ، تو هستی و یک دنیا

 

خوشبختی!

 

تو را با تمام غم ها و غصه های دنیا ، دلتنگی ها و اشکهایم میخواهم عزیزم




نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 87/4/20 توسط علیرضا قدس
درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : علیرضا قدس[196]
نویسندگان وبلاگ :
حمیدرضا ریاحی
حمیدرضا ریاحی (@)[7]



info@kingar.parsiblog.com
bahar 20


قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اخلاق اسلامی

قالب بلاگ اسکای

قالب پرشین بلاگ

download